زمان امتحانات من
تلفن عمومی یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۷زمان امتحانها زمان جالبیه. انگار آدم داره به یک روش مدیریت بحران انجام میده. زمانی که شاید وقتهای دیگه واسه آدم به وجود نمیاد. زمانی که شاید تو زندگی عادی واسه بعضی ها خیلی زیاد و واسه خیلی های دیگه کم پیش میاد. واسه من که همین جور بوده. بحرانی که میدونی کی شروع میشه و کی تموم میشه.
توی مدیریت این بحران ها من گاهی وقتها خوب عمل کردم و گاهی وقتها هم اصلا خوب نبودم. این ترم تاحالاش یک حالت میانه داشتم. بین خوب بودن و بد بودن. ولی در مجموع خوب نبودم. البته به ۲تا امتحانی هم که سه شنبه و چهار شنبه دارم بستگی زیادی داره. ولی من آدمی هستم که نه هوش و استعداد خاصی دارم و نه در درس خیلی خوش شانس ام. تو درس خوندن بدبیاری زیاد داشتم. بی دقتی هم همینطور. همینه دیگه. نمیشه که آدم وقتی نابغه نیست، انتظار نابغه بودن از خودش داشته باشه. من با این حال و هوای خودم عادت کردم. به تلاش کردن با شکست خوردن عادت کردم. ولی مهم به نظر من تلاش کردنه. مهم این نیست که بار اول به موفقیت برسم. مهم اینه که اگر خوردم زمین، دوباره و دوباره و دوباره بلند بشم و تلاش کنم. شاید اگر جای خیلیها بودم تاحالا انصراف از تحصیل داده بودم ولی من اینجوری نیستم. یا اینکه شرایط برام اونقدر خاص نشده که درس و تحصیل رو ول کنم و به کارای دیگه زندگی برسم. ولی تو این دوره بحران (که شاید دو یا سه هفته بیشتر نیست) زندگی کردن جالبه. آدم خودشو بیشتر میشناسه. با موفقیت هاش بیشتر امید می گیره و با شکست هاش عزمش واسه به آخر رسوندن بیشتر از قبل میشه. عزمی که میگه اگر شکست خوردی، اگر کم تلاش کردی، دیگه ناراحتش نباش. بالاخره این هم به آخر میرسه.
۲ تا امتحان دیگه دارم. از ۱۸ واحدی که داشتم، ۶ تاش پاس شدن. واسه باقیش ( ۲ تا ۳ واحدی) هم عزمم رو جزم کردم. من تلاشم رو می کنم. دیگه هرچی بتونم و هرچی صلاح باشه.
روزتون خوش
برم برسم به درسام

خروجی مطالب