به دنبال یک گمشده…
تلفن عمومی نظر دهید »چند وقتیه دلم همش منتظر یه نفره.
هیچی ازش نمی دونم. نمی دونم کجاست نمی دونم کیه. هیچی ازش نمی دونم ولی گاهی دلم واسش خیلی تنگ میشه.
بعد ار تموم شدن رابطه ام با یه نفر که می دونم واقعا دوستم داشت، دلم گاهی بدجوری تنگ میشه. نمیدونم کیه و انگار همش دلم منتظرشه. چهره های زیادی از جلوی چشمام رد میشن ولی مثله یه آدمی که حافظه اش را از دست داده، نمی تونم چهره اش را تشخیص بدم. گاهی می گم شاید اونه ، نه شاید اونیکیه ولی آخرش به هیچ نتیجه ای نمی رسم. اون کیه و کجاست رو نمی دنم ولی می دونم که اون منو خوب میشناسه. شاید به من فکر می کنه و وقتایی که من دلم تنگ میشه داره به من فکر می کنه. نمی دنم. گاهی هرچی فکر می کنم ازش دورتر میشم. این جور فکرها هر روز از توی ذهنم رد می شن ولی شاید الان که زمان امتحاناست ذهن منو بیشتر درگیر خودش می کنه.
چقدر این شعر به حال و هوایی که الان ذهنم را درگیر کرده نزدیکه. ( علی لهراسبی خواننده این شعر هست و هویت ۲ نام این آهنگه )
من از هوای جاده دلگیرم
از فکرشم دلشوره می گیرم
این آینه تو فکره شکستن نیست
باور نکن ، این صورت من نیست
شعر کامل این آهنگ
تنها نرو این راه رفتن نیست
دنیای تو چیزی به جز من نیست
تو از خودت چیزی نمی دونی
تنها نرو، تنها نمی تونی
میری که با فکر تو تنها شم
میری که همدرد خودم باشم
تو آخره راهو نمی دونی
تنها نرو تنها نمی تونی
من حال این روزهاتو می دونم
چیزی نگو، چشمهاتو می خونم
این جاده تا وقتی نفس داره
چشمهاشو از تو برنمی داره
من از هوای جاده دلگیرم
از فکرشم دلشوره می گیرم
این آینه تو فکره شکستن نیست
باور نکن، این صورت من نیست

خروجی مطالب