من دوباره برگشتم
تلفن عمومی چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۶سلام
بالاخره بعد از مدت ها که وقتی برای نوشتن پیدا نکرده بودم، امروز یعنی ۴شنبه صبح در ساعت ۰۰:۳۵ تونستم همهء کارهام رو جمع و جور کنم و آماده دادن پست بشم. این چند وقت سرم خیلی شلوغ پلوغ شده بود و به خاطر ساعت کاریم اصلا نمی تونستم سری به وبلاگم بزنم و فقط گاهی برای اینکه ببینم وبلاگ سرجاش هست و مشکلی نداره یک سری بهش می زدم ( البته من از ابزارهای مانیتورینگ برای مانیتور کردن سایت هایی که وب مسترشون هستم استفده می کنم ) ولی خوب، مشغله کاریم و از طرف دیگه ، درسام اصلا اجازه فکر کردن و پست دادن رو نمی داد.( بگذریم که مطالب وبلاگ هم به نظر خودم چنگی به دل نمی زند و باید مطالب بهتری بنویسم.)
یکی دیگه از مشکلاتم برای آپدیت وبلاگ مشکل وصل شدن و ارتباط من با اینترنت بود که در این چند مدت به خاطر یک سری مشکلات مخابراتی و ارتباطی نمی تونستم با سرعت بالایی به اینترنت وصل بشم و می دونید که با این سرعت پایین باید عطای آپدیت وبلاگ را به لقیش بخشید.
یک اتفاق خوب در کارم این بود که بعد از ۳ ماه صحبت و کلنجار رفتن و … تونستم بالاخره مدیر شرکت رو برای خرید یک سوییچ ۲۹۶۰g سیسکو راضی کنم که البته بعد از این کار دردسر جدیدی برای پیدا کردن نوع اصلش با قیمت خوب به همه دردسرهام اضافه شد. که البته دیگه الان config اش هم کردم و بعد از کابل کشی در روزهای آینده شروع به کار می کند.
از یک طرف دیگه هم دارم روی پکیج نرم افزاری شرکت کار می کنم که البته از مدت ها پیش این تصمیم رو داشتم و حالا ( گوش شیطان کر ) دارد به یک جاهایی می رسد. خلاصه که الان شدم آچارقرانسه شرکت و گرفتن تصمیم های در زمینه IT شرکت همه بر عهده من هست و یک جورایی باید به کارگزار شرکت خط بدم، که البته اون هم از پس همه کارهایی که تاحالا روی دوشش بوده به خوبی بر اومده و همه را به خوبی امجام داده.
دیشب یک سرجمع کوچیک زدم ببینم حدودا به نسبت وقتی مه برای درسام و کارهام دارم میزارم چند واحد گرفتم ( کار و درس را با هم غاطی کردم بدجور ) دیدم حدود ۲۶ ، ۲۷ واحد دارم ( درسای دانشگاه + کلاس زبان + موسیقی + کار = …) که نمی دنم کی میرسم انجامشون بدم . وسط این همه کلاس زبان هم با اون همه تمرینی که میده و می خواد شده قوز بالا قوز
بگذریم. یکمی هم از اتفاقای خوب بگم. اول از همه یک set از میز های اداری جلیس رو خریدم برای خودم ( من چون همه کارهام رو در زیرزمین خونه انجام می دم از لحاظ جا و اندازه میز مشکلی نداشتم ) به همراه یک صندلی بسیار راحت و توپ که واقعا وقتی روش مینشینم دیگه نمی خوام که از جام بلند بشم. دیگه اینکه اینترنت ADSL برای خودم گرفتم که الان تونستم باهاش پست بدم. و در کنار همه اینها سروسامون گرفتن خیلی از کارهام بوده که باعث شده خیلی از کارهام رو سریعتر از قبل بتونم انجام بدم.
راسیاتش، ۲۰ واحد دانشگاهی رو پاس کردن به صورت اجبار وافعا سخته که یک تلاش و پشتکار خیلی زیاد را مطلبه و ممکنه باعث بشه که این مدت کمتر بتونم بیام ولی چیزی که هست میام و سعی می کنم هر هفته یا دوهفته یکبار وبلاگ رو آپدیت کنم. ( زندگیم هر روز که میگذره سخت تر میشه و مسئولیت هام بیشتر میشه. )
تا شقایق هست زندگی باید کرد و تلاش کرد و تلاش کرد و تلاش کرد و تلاش کرد و تلاش کرد و …………
از خدا هم به خاطر این همه نعمت و آرامشی که به من داده ممنون و متشکرم ( واقعا نمیشه این آرامش رو با هیچ چیز دیگه ای عوض کرد )

خروجی مطالب